باز از لنگه دنیا سریالی برامون ساختند تا با دیدنش آه از نهادمون در بیاد. اسم این یکی قهرمانان(Heroes) هست و جدی از اوناییه که حسابی باب میل منه. کلی توش تخیل هست، جلوه های ویژه اش حسابیه و فلسفه ای را می خواد مطرح کنه (حتی اگه من با این فلسفه موافق نباشم باز هم دوست دارم یه فلسفه ای تو فیلم باشه). سریال قهرمانان داستان یه چند تا آدم عادیه که بعد از یه مدتی دیگه عادی نیستند و توانایی ها مثل ترمیم بدن خودشون، سفر در زمان و مکان، خواندن افکار و کشتار وسیع آدم ها را پیدا می کنند. چیزی که در این سریال حسابی نظرم رو جلب کرد این بود که در طی سریال قهرمانان اکثرا دارند خودشون را از دست قهرمانان دیگه نجات می دند و عملا چیز زیادی عاید آدم های عادی نمی شه!
۲۰۱۰/۲/۹
pen or eye
when you read something in a website or in a newspaper it could be really different from what really happened. I don't mean they would write lies but it is really hard to publish feeling of watching something with your eyes with just a pen. When you see fear of death in a child eyes I am sure there is no word for it.
۲۰۱۰/۲/۸
می خوام بنویسم
همون طور که قبلا گفتم یه وبلاگ مجزای اقتصادی تاسیس کردم و می خوام توش از اقتصاد بگم. تصمیم گرفتم از یه سایت دیگه، غیر از blogger برای وبلاگ استفاده کنم و wordpress را انتخاب کردم (راستش هعمین الآن دو تا وبلاگ فعال روی blogger دارم و حسابی شرمنده Google هستم). اما به دلایلی که فکر می کنم برای خود مسئولین هم نامشخصه، وردپرس هم مثل Gmail غیر قابل دسترسیه! یعنی می شه سایت را دید، اما نمی شه واردش شد و مطلب نوشت. خلاصه من از طریق نرم افزار وارد شدم و وبلاگ را ساختم اما برای ارسال مطلب به مشکل خوردم. جدا برام جالبه که چرا حق نوشتن را از ما می گیرند؟ از کجا معلوم، شاید یکی از طرف داران خودشون بخواد بنویسه! چرا همه را دشمن فرض می کنند؟
وبلاگ اقتصادی ام متولد شد...
دقایقی قبل پس از ساعت ها کار کارشناسی و صحبت با کارشناسان ورزیده و اهل فن، نهایتا وبلاگ اقتصادی ام را افتتاح کردم. این وبلاگ که زیر مجموعه wordpress است و قراره بازتاب دهنده افکار اقتصادی من باشه. (اوهوم) البته بیش از نود درصدش مطالبیه که از سایت ها و وبلاگ های دیگه دیدم و به نظرم جالب اومده(البته اقتصادی). راستش در این مدت هر چی گشتم یه سایت و وبلاگ ساده برای آموزش و اطلاع دهی در مورد خود اقتصاد پیدا نکردم. هر چی بود یه مشت خبر و عدد و رقم بود که به تنهایی و بدون داشتن اندیشه و تئوری اقتصادی ارزش نداره. سعی دارم در این وبلاگ این تئوری ها را معرفی کنم.
آدرس:
http://economistic.wordpress.com
پ ن: هنوز مطلب نزاشتم، خبری توش نیست.
آدرس:
http://economistic.wordpress.com
پ ن: هنوز مطلب نزاشتم، خبری توش نیست.
۲۰۱۰/۲/۷
همه چیز آرومه؟
حتما ترانه ای "همه چیز آرومه" را از "حمید طالب زاده" شنیدید. این آهنگ یکی از محبوب ترین ترانه های حال حاظر در جامعه است و به نظرم یکی از دورترین حرف هایی هست که می شه نسبت به وضعیت حال حاضر کشور به زبون آورد. در واقع در ایران هیچ چیزی آروم نیست. کشور از هر جهت دوچار مشکله و مثل بمب آماده انفجاره. اقتصاد مثل اسب سرکش و در حال جفت پرانیه که در عیت حال قراره وضع حمل هم بکنه. وضعیت سیاسی کشور نامشخص و گروه ها برای حذف همدیگه نقشه می کشند. وضعیت فرهنگی کشور هم نیاز به توضیح نداره، کافیه یه نگاهی به خیابون، سینما و چت روم ها بندازید. جدا آدم اگه تو کما و بیهوشی کامل هم باشه مشخصه که همه چیز آروم نیست...
۲۰۱۰/۲/۶
کیوب من
حتما اون مکعب هایی که هر سطحش از چند قسمت کوچیک تشکیل شده و باید این ها را حرکت داد تا تمام قسمت های هم رنگ در یک طرف قرار بگیرند را دیدید. یه بازی جالب و دستی و کوچک و تو دل برو و مهربون و ارزون و با حال و فکری و خیلی صفت های دیگه که حالش رو ندارم فکر کنم تا یادم بیاد! دو ماه پیش یه دونش را خریدم به قرار 500 تومن و تقریبا دارم هر شب باهاش بازی می کنم. در کم تر از 1 دقیقه می تونم یک طرفش رو درست کنم ولی وقتی پای طرف دومش می یاد به پیش، من عقب نشینی استراتژیک می کنم. فقط یه دفعه تونستم اتفاقی طرف دومش را هم درست کنم. همیشه در طرف دوم یکی از قسمت هاش جا می مونه. همیشه!
ناخونک به دنیای دخترها
من همیشه به عنوان یه فمینیست واقعی و نه دکوری از مواضع بر حق زنان دفاع کرده و می کنم و همه دوستان و آشنایان می تونم بر این امر سحه بگذارند، اما باید اعتراف کنم بعضی وقت ها بد جوری همین شیر زنان ایران زمین منو به تعجب وا می دارند. البته این تعجب نه به این دلیله که نقصی در اون ها هست، بلکه جدایی دنیای آن ها از دنیای مردها که حقیقتی کتمان ناپذیر است خیلی به چشمم می یاد. حقیقتی که به نظرم بر زیبایی دنیای ما می افزاید و نه باید بر حسب عقیده بعضی این تفاوت ها را در کنج خانه ها دفن کرد. البته باید بگم این تفاوت ها باید برای من نوعی شناخته و کشف بشه و به همین دلیل ناخنک زدن به دنیای دخترها واجبه!
پ ن: سِحه را درست نوشتم؟
پ ن: سِحه را درست نوشتم؟
۲۰۱۰/۲/۵
اقتصاد
شاید قبلا گفته باشم، اما گفتن دوبارش خالی از لطف نیست، از قدیم مدیما به اقتصاد علاقه داشتم چون پول را دوست داشتم. می خواستم بدونم فرق ثروت و ارزش چیه و کدومش بهتره. اگه 100 پول تو جیبیم را دلار بخرم بهتره یا سکه طلا (البته این فکر ها مال هشت سالگیمه؛ پول توجیبیم حالا خیلی بیشتره). اما همیشه آرزو تحصیل در اقتصاد دست نیافتنی به نظر می یومد تا اینکه خودم دستمال قدرت برادر کایکو (اگه برادر کایکو را یادتون نمی یاد به کارتون میتیکومون مراجعه کنید) رو بستم و شروع کردم به خوندن هرچیزی که بوی گاو و خرس می داد (اگه منظورم را متوجه نمی شید شرمنده، باید یه دوره مجله اکونومیست را مطالعه کنید). البته باید اعتراف کنم در این راه خیلی با فردو بگنیز ارباب حلقه ها احساس نزدیکی می کنم چون جدا مسیر سخت و دشواره و برخلاف علوم مهندسی، در اقتصاد هیچ جوابی وجود نداره که با رسیدن بهش احساس رضایت بهت دست بده. همیشه باید آماده باشی برای بحث و ارائه راهکار بهتر در صورت تغییر اوضاع و شرایط. خدا به داد کسایی برسه که جدا این رشته را انتخاب کردند!
ارتش سایبری را دیگه چه صیقه ای یه؟
چند روزیه که یه گروه هکر دور هم جمع شدند و دارند سایت های خبر رسانی و اجتماعی رو هک می کنند. جدا از اینکه من نمی خوام از سایت های هک شده حمایت بکنم یا نکنم، به نظرم یه چیزی کاملا مشخصه و اون هم مضمت هک کردن حتی از طرف مخالفان همون سایت ها است. چون تا حالا حتی یک بارهم این حملات را به طور رسمی از جانب خودشون اعلام کنند!
۲۰۱۰/۲/۴
نامه هایی که نخواندم
دو روزه که به جی میلم دست رسی ندارم (احتمالا یه جور فیلتر شده) و نمی دونم سران دنیا چه کار باهام داشتند. خدا از باعث و بانیش نگذره...
به نام خدا، من یک خون آشام هستم ...
اگه یه خون آشام بخواد محاصبه کنه چه چیزی برای گفتن داره؟ از خاطراتش در مورد اولین جرئه های خون حرف می زنه؟ می گه که چه جوری ملت رو تور می کرده؟ شاید هم داستان تبدیل شدنش به یه خون آشام رو تعریف کنه. من که فکر می کنم حتما خیلی حرف ها برای گفتن داره. از اتفاق یه فیلمی با بازیه برد پیت و تام کروز هست به نام an Interview with a vampire که محصول سال 1994 آمریکاست. بعضی وقت ها تعجب می کنم که چه فیلم های خوبی هست که حتی من اسمشون رو هم نشنیدم. حتما ببینید.(با تیتری که گذاشتم خیلی حال کردم)
:)
آخرش چی می شه؟
خیلی وقته که همه تو ایران دارند از هم می پرسند آخرش چی می شه؟ وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران همه شهروندان رو نگران کرده و باعث شده به آینده با تردید نگاه کنند. مخصوصا بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری که خیلی از معادلات قبول شده هم به هم خورد. آینده نامشخص و گذشته پر تردید به نظر می رسه. این مسائل باعث شده همه منتظر اتفاقات غیر منتظره باشند. زندگی در مه به نظر من دست کمی از زندگی نکردن نداره. شرمنده نمی تونم راحت تر بگم. می خوام بخوابم...
اشتراک در:
پیامها (Atom)